« September 2006 | Main | November 2006 »
دو شعر از آن والدمن / ترجمه: رها ناصری

ترانهی اعداد
چند برابر شدهام، 2 هستم.
او جزيی از من بود،
از من بیرون آمد،
پارهیی از مرا گرفت،
مرا از هم پاشید.
من 2 هستم، او هنر من است،
نه، او جداست.
خود هنر است او.
به کارم نرسیدهام و
هنوز یکی هستم.
از پسرم میخوانم. چند برابر شدهام.
قلبم در 2 جاست،
نیمهیی برای آن او
و نیمهیی برای تو
که خود پارهیی از اویی،
و تو و او و من
سه گانهیی ازگونهیی همنهشت ساختهایم.
اشتباه از من بود!
اشتباه از من بود. هر وقت بخواهی کاری انجام بدهی سریعاً انگ میزنند که میخواهی فلان کار را بکنی و فلان سؤ استفاده را. اشتباه از من بود. دیگر تکرار نمیشود. دیگر در این مکان هیچ کارگاهی دایر نمیکنم. بلد نیستیم با هم حرف بزنیم، درست حرف بزنیم.
کارگاهِ ترجمه 1
کارگاه را با ترجمه شروع میکنم و آن هم با «آلن گینزبرگ» شاعر و نویسندهی نسل بیتِ آمریکا. ترجمهها را یا ایمیل کنید و یا در قسمتِ نظرات بگذارید.

Allen Ginsberg is probably one of the best known contemporary poets in recent history. He was born in 1926 in Newark, NJ and recieved his B.A. from Columbia University in 1948.
چرا مینویسم؟ / پل آستر / ترجمهی آزاده جورابچی
1) دوستی آلمانی، اتفاقاتی را که پیش از تولد دو دخترش رخ داد، چنین تعریف می کند.
نوزده سال پیش، A که شدیداً باردار بود و هنوز چند هفته تا موعد زایمانش باقی بود، روی کاناپه در اتاق نشیمن خانه نشست و تلویزیون را روشن کرد. اتفاقاً تیتراژ ابتدایی فیلمی تازه داشت روی صفحه ظاهر میشد. فیلم "داستان راهبه" بود، از درامهای دهه 1950 هالیوود, با بازی ادری هیپبورن. A خوشحال (از اینکه سرگرم میشود)، نشست تا فیلم را تماشا کند و فوراً به داستان آن علاقمند شد. اما در اواسط فیلم، دچار درد زایمان شد. شوهرش او را به بیمارستان رساند، و او هرگز نفهمید که فیلم چطور تمام شد.

سه سال بعد، وقتی که A فرزند دوم را حامله بود، روی کاناپه نشست و تلویزیون را یکبار دیگر روشن کرد. باز هم فیلمی پخش میشد، و اینبار نیز «داستان راهبه» بود، با بازی ادری هیپبورن. حتی جالب توجهتر اینکه (A هم خیلی روی این نکته تاکید کرده) او فیلم را دقیقاَ از همان لحظهای که سه سال پیش قطع کرده بود، آغاز کرد. و اینبار میتوانست تا انتها آن را دنبال کند. در کمتر از پانزده دقیقه، کیسه آبش پاره شد و او را به بیمارستان منتقل کردند تا برای دومین بار زایمان کند.
این دو دختر، تنها فرزندان A هستند. زایمان اول به شدت مشکل بود (دوستم تقریباً نتوانست از پس آن بربیاید و چندین ماه بیمار بود) اما وضع حمل دومش به آرامی سپری شد، و هیچ عوارضی به همراه نداشت.