« October 2006 | Main | December 2006 »
میریام / داستانی از ترومن کاپوتی / ترجمهی امید نیکفرجام
چند سالي بود كه خانم اچ.تي. ميلر در آپارتماني خوب و مناسب (دوخوابه با آشپزخانهي اُپن) در يك ساختمان سنگ قهوهايِ بازسازي شده در نزديكي ايست ريور تنها زندگي ميكرد.

او بيوه بود: آقاي اچ.تي. ميلر بيمهي عمر قابل توجهي از خود به جا گذاشته بود. دلبستگيهاي زيادي نداشت، دوستي هم براي درد دل كردن نداشت، و بهندرت از خواربارفروشي سرِ خيابان دورتر ميرفت. ديگر ساكنان آن خانه ظاهراً به او توجه نداشتند: لباسهاش معمولي بود، با موهاي سربيرنگ كه ساده ميبست و سرسري فر ميزد؛ آرايش نميكرد، چهرهاش ساده و معمولي بود، و در آخرين سالگرد تولدش شصتويكساله شده بود. بهندرت پيش ميآمد كه بيمقدمه و برنامهريزي دست به كاري بزند: دو اتاق آپارتمان را تر و تميز نگه ميداشت، گهگاه سيگار ميكشيد، غذايش را خودش ميپخت، و يك قناري داشت.
ادامه "میریام / داستانی از ترومن کاپوتی / ترجمهی امید نیکفرجام"تحلیلی بر داستان «عینکِ چاه» از كتاب «چیدن قارچ بهسبک فنلاندی» نوشتهی وریا مظهر(و. م. آیرو) / نوشتهی فریبا شادکهن
اين نوشتار تحليلیست بر یک داستان از وريا مظهر(و. م. آيرو)، برگرفته از مجموعهداستان «چیدن قارچ بهسبک فنلاندی» كه «نشر نی» آن را چاپ و منتشر کرده است.

در اين داستان ما با مردی مواجه میشويم كه در مقابله با نيفتادن در چاه متحرک درون اتاقخواب مجبور به خريدِ عينكی بسيار گران میشود، و در خوابی جمعی مخاطب را نيز به تماشای تصاويری مشترک در اين خواب دعوت میكند ...
«حفظ ثبات روانی و حتی فیزیولوژیک پیوند خودآگاه و ناخودآگاه ضروریست و در صورتِ گسست، رواننژندی را موجب میشود.» (یونگ، انسان و سمبولهایش)